X
تبلیغات
رایتل

ازدواج موقت ازمنظرقرآن  چاپ

تاریخ : سه‌شنبه 12 دی‌ماه سال 1391 در ساعت 09:01 ق.ظ

  1. آیا جایز بودن ازدواج موقت در قرآن بیان شده است؟



«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً؛[نساء/24] با زنانی که عقد موقت می‌بندید‚ لا‌زم است مزد آنان (مهر) را بپردازید‚ و این یک امر واجب است.»

کتاب شبهای پیشاور در بحث متعه چنین می نویسد: « در زمان پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) و در تمام دوره خلافت ابوبکر و نیز تا اواسط خلافت عمر، متعه براى کلیه مسلمانان جایز و مشروع بود. این کار در میان امت اسلامى جارى و حلال بوده است.
عمر در اواسط دوران خلافتش، با بیان جمله «دو متعه، متعه حج و متعه نساء که در زمان پیامبر وجود داشت را اینجانب حرام اعلام مى کنم و عمل کنندگان به آن ها را مجازات مى کنم»، حلال خدا را حرام نمود و سنت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) را زیر پا گذاشته و بدعتى تازه در دین اسلام به وجود آورد. از آن تاریخ تاکنون، پیوسته کلام عمر تقویت شد، و چنان جماعت تسنن آن را پذیرفتند که اینک گمان مى کنند این حلال خدا، بدعتى از جانب شیعیان مى باشد. حال آن که حرام نمودن متعه، بر خلاف نص صریح قرآن مجید و عمل رسول الله (صلى الله علیه وآله) و اصحاب ایشان است. جالب تر این که: عمر براى این حکم خود اصلا دلیل و برهانى اقامه نکرده است. او حتى در همین حکم، اقرار مى کند که این کار در زمان پیامبر و ابوبکر مشروع و حلال بوده است و من آن را حرام مى دانم.
برخى از علماى اهل سنت، کاسه داغ تر از آش شده و در کتب خود، ده ها دلیل براى اثبات بر حق بودن این حکم عمر، و باطل و بى اساس بودن حکم قرآن، سنت پیامبر و خلیفه اول آورده اند. براى مثال عده اى آیه فوق را مربوط به نکاح دائم مى دانند، لیکن علمایى چون طبرى در جزء پنجم تفسیر خود، امام فخر رازى در جزء سوم مفاتیح الغیب و دیگران، این آیه را در کتب خود در باب نکاح المتعه آورده اند. امام بخارى و امام احمد حنبل نیز در صحیحین خود از عمران بن حصین نقل کرده اند که گفت: «آیه متعه در کتاب خدا نازل شد. ما در زمان پیامبر خدا به آن عمل مى کردیم. آیه اى هم در حرمت آن نازل نشد و پیامبر خدا هم در زمان حیاتش ما را از آن منع نکرد، مردى به رأى و میل خود هر چه دلش خواست گفت!! بخارى مى گوید: این مرد عمر بن الخطاب بوده است.»[1]

برخى دیگر تلاش دارند تا آیه شریفه : «إِلاّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ؛[مومنون/6] مگر بر جفت هایشان یا کنیزان ملکى آن ها که هیچ گونه ملامتى در مباشرت این زنان بر آنان نیست» را ناسخ آیه فوق قلمداد کنند. 
با اندکى توجه مى توان دریافت که سوره مؤمنون، سوره مکى و سوره نساء سوره مدنى است. از آنجا که سوره هاى مکى از نظر زمانى مقدم بر سوره هاى مدنى مى باشند؛ لذا ناسخ نباید قبل از منسوخ باشد. علاوه بر این و با فرض درست بودن این ادعا، چرا ـ حتى به اقرار خود عمر خلیفه دوم ـ این عمل در زمان حیات پیامبر و یا ابوبکر تعطیل و حرام نشد. بسیارى از اکابر علماى اهل سنت از جمله جارالله زمخشرى در تفسیر کشاف آیه متعه را از محکمات قرآن دانسته اند که نسخ هم نشده است. به همین دلیل است که مالک بن انس ـ امام مالکى ها ـ متعه را هنوز مجاز و مشروع مى داند.

نداشتن شرایط زناشویى نظیر ارث، طلاق، عده و نفقه، دلیل دیگرى است که عده اى براى آن بیان مى کنند و زن متعه را زوجه حقیقى نمى دانند. در پاسخ باید گفت:
* اولاً متعه خود نوعى نکاح است و مصداق زوجیت نیز بر آن مترتب است، که براى سهولت و آسانى امت و به منظور جلوگیرى از زنا، برخى از قیود و شرایط آن تخفیف داده شده است.
* در مورد ارث باید گفت: ارث بردن از شرایط ثابت زوجیت، به طور مطلق اعم از دائم و موقت نیست چون زنانى هستند که با وجود زوجیت، از شوهر ارث نمى برند، مانند: زوجه کتابیه و زوجه ناشزه و نیز زنى که قاتل زوج خود باشد.
* همین طور است حق النفقه این گروه از زنان که از نفقه شوهر محرومند. پس نفقه نیز از شرایط ثابت و حتمى زوجیت نمى باشد.
* محرومیت زن متعه از حق الارث نیز بستگى به فتواى فقهاى مختلف دارد.
* در مورد عده، زن متعه هم باید عده نگه دارد و حداقل آن 45 روز است.

برخى دیگر، حکم عمر را به تنهایى سندى معتبر و براى نسخ و لغو متعه، کافى مى دانند. در پاسخ باید گفت: مقام و موقعیت ناسخ باید بالاتر از ابلاغ کننده باشد. چون عمر از رسول الله(صلى الله علیه وآله) نمى تواند بالاتر باشد، پس این دلیل هم باطل است. مضافاً بر این که هیچ حدیثى، چه از شیعه و چه از سنى، وجود ندارد که پیامبر، قول عمر را سندیت بخشند و مسلمین را به پیروى از آن فراخوانند. علاوه بر این اگر خلیفه اى بتواند حکم پیامبرى را فسخ کند، مى توان گفت که: حاکمان و خلیفه هاى بعدى نیز مى توانند حکم خلیفه را فسخ کنند. از جمله امام على(علیه السلام) هیچگاه این حکم را نپذیرفته اند و یا حاکمان کشورهاى اسلامى صیغه متعه را جایز شمرده اند اما سخن عمر همچنان پابرجاست!!
بنابراین به این نتیجه خواهیم رسید که چون آیه متعه، از آیات محکمات است و در زمان رسول الله(صلى الله علیه وآله) نیز نسخ نگردیده، پس نص صریح قرآن و سنت حسنه پیامبر خدا است که باید تا ابد ادامه داشته باشد، و از شیوع فحشا و زنا جلوگیرى نماید. در حقیقت متعه، همان ازدواج ولى با شرایط خفیف تر و آسان تر است.[2]